مستقل استخدام بیش از 100 روزنامه نگاران در سراسر جهان را به شما اخبار شما می توانید اعتماد. لطفا در نظر گرفتن یک سهم و یا اشتراک.

منt مکانی که برای اولین بار باعث شد من به تماشای Netflix آخرین رسوایی-ایجاد نسخه اصلی. 365 روز (یا 365 DNI) است که بر اساس این کتاب برای اولین بار در Blanka Lipińska بهترین فروش سه گانه است. مجموعه ای در سیسیل آن به شرح زیر لورا Biel (Anna-Maria Sieklucka) و “چابک” جوان لهستانی که با این نسخهها کار در هتل, بازاریابی به عنوان او ربوده شده توسط ظالم رئیس ماسیمو (میشل Morrone) در حالی که در تعطیلات با او good-for-nothing, دوست پسر.

من می دانم که سیسیل بسیار خوبی است. من در آنجا زندگی می کردند به مدت سه ماه به عنوان یک جفت au و (تا زمانی که مستند اتفاق افتاده است) رفته بود عقب ترین سال برای بازدید از خانواده و دوستان من ساخته شده وجود دارد, سفر در اطراف جزیره تا زمانی که شروع به احساس مانند خانه است. این یکی از زیبا ترین, فرهنگی غنی و تاریخی جالب از مناطق جهان (مانند همه نقاط آن مشکلات بیش از حد) – به همین دلیل است که من برای پیدا کردن آن بسیار مخرب است که آن را که در آن Lipińska تصمیم به مجموعه داستان او.

وجود دارد بسیاری از چیزهایی که به اشتباه با این فیلم. در 15 دقیقه اول شخصیت ماسیمو در حال حاضر مجبور به پرواز در جت خصوصی خود را به انجام در دهان او. یکی دیگر از پنج دقیقه و لورا ربوده شده با ماسیمو اطلاع رسانی خود را که او را باید پدر و مادر خود را کشته و اگر او تلاش می کند تا فرار کنند. هنگامی که او سعی می کند او اجرا می شود به ماسیمو اجرای یک عضو سابق خود خانواده جرم و جنایت برای برگشتاندن دختران جوان به کار جنسی – شفاف تلاش را به او به نظر می رسد در اوردن از گرو. (Spoiler alert: او نیست.)

این خوب است هر چند به این دلیل که بعد ماسیمو می دهد لورا یک صبحانه خوب طول می کشد و او را خرید. او بعد از آن نیروهای خود را بر روی جت جنسی و ضرب و جرح او در راه رم. سپس او زنجیر او را به تخت خواب و نیروهای خود را به سازمان دیده بان به عنوان یک کارگر در دهان او. هنگامی که یک عضو از یک خانواده رقیب تلاش می کند به تجاوز به او, او را مقصر می داند او را برای آن می زند و او را قایق بادبانی خود را پس می کشد و او را از آب خارج کرد و به او می گوید که تقصیر او بیش از حد. هنگامی که او از بهبود در عین حال یکی دیگر از طلسم غش (او است که بسیاری) او در آغاز رابطه جنسی در هفت دقیقه صحنه که نزدیکترین چیز به متوسط انجمن Netflix بکشد تا به حال منتشر شده است.

من می توانم صرف مقدار زیادی انرژی بیشتر رفتن را از طریق دقیقا به همین دلیل 365 روز است که بسیار وحشتناک است. اما آن را فقط نی نهایی در ساخت به حذف Netflix بکشد حساب در دسترس نباشد. در حالی که وجود دارد مقدار زیادی از سنگهای وجود دارد – آثار هنری و یا اهمیت سیاسی و حتی آنها را نشسته در کنار هزاران نفر از naff فیلم های اقتباس شده از ضعیف مواد. با خیلی در ارائه من خودم عقب نشینی به همان نشان می دهد بارها و بارها از Gilmore Girls به دوستان. این که چرا من در بر داشت که BFI بازیکن با آن درخشان سرپرستی بایگانی و انتخاب دقیق از نسخه های جدید – وادار کردن من به فهیم انتخاب – فقط در مورد همه من می تواند اداره کند.

یک صحنه از 365 روز (Netflix)

به عنوان یک زن زندگی خود من (my flatmate رفت و خانه را به ماندن با خانواده قبل از سفر از محدودیت در محل قرار داده شد) من نگران است که مستند دشوار خواهد بود – اگر فقط برای این واقعیت است که نسبتا کوتاه طلسم خشک بود در مورد به نوبه خود به یک بسیار طولانی یکی. همانطور که معلوم شد این حملات PTSD – باعث شده یکی دیگر از سه ماه محدود در داخل خانه پس از من صرف بخشی بهتر از تابستان گذشته متصل به تخت با شدت شکسته مچ پا – که واقعی بودند تقلا کردن. احتمالا به همین دلیل من در بر داشت آن همه بیش از حد آسان به عقب نشینی به همان آسان تلویزیون را نشان می دهد. اما آن را در واقع کمک می کند. Netflix و دیگر خدمات جریان احساس مانند یک دام است که در آن زمان من بود که frittered دور. به عنوان من را از طریق یک دوره از خود نفرت و در واقع با کلیک کردن روی “بازی” در Keeping Up with The Kardashians, من نگاه کردن در قفسه کتاب های رمان و داستان های کوتاه و شرح حال من هنوز به خواندن و فکر کردم: “کافی است.”

این خنده دار چگونه می توانید آن را عدم وجود چیزی را به شما آن را درک. آن را مستند برای من به می خواهید برای دیدن مادرم و یا به یاد داشته باشید که چقدر از هیجان من هنوز هم به من علاقه نوازندگان انجام زندگی می کنند. اما با توجه به چگونه خوش شانس من در لندن زندگی می کنند خانه را به بسیاری از گالری های موزه ها و گنجینه های پنهان من تلف ساعت بیش از حد بسیاری در خانه مستقیما خیره در روی صفحه نمایش, و من می خواهم که برای جلوگیری از.

من پیشرفت در حال حاضر: هفته گذشته من در نهایت به پایان رسید این رمان سعی کردم به نوشتن برای دو سال و خواندن چهار کتاب پوشش به پوشش از جمله Chimamanda Ngozi Adichie درخشان نیمی از یک خورشید زردکپی از آن من تا به حال برای سال. من در حال رشد چیزهایی که در بالکن و منظورم این قالب است که جمع آوری در یک لیوان قهوه پس از من به طور تصادفی در سمت چپ نشسته وجود دارد برای یک هفته. من حتی شروع به نقاشی دوباره (باور کن من هیچ میکل آنژ) یک سرگرمی من می خواهم همه-اما رها بعد از دانشگاه.

وجود دارد یک پشته از کتاب دستور غذا در آشپزخانه من است که من به سختی لمس کرد اما در حال حاضر من می دانم که Ottolenghi را ریکوتا و پونه کوهی کوفته تقریبا* به عنوان خوب به عنوان من دستور داده شد توسط Sicilian Nonna که به درخواست من, چرا من یک پسر در حالی که من سیر خرد شده. من نوشتن نامه به دوستان و تماس با اعضای خانواده من با استفاده از تنها به در کریسمس. و من در تلاش برای آموزش خودم در مورد مهم ترین مسائل زمان ما: مسابقه تغییر آب و هوا, ترانس مسائل. من به سختی انتظار می رود برای تبدیل شدن به یک متخصص در هر چیزی اما همیشه وجود دارد اتاق را برای بهبود.

به هیچ وجه من نشان می دهد که هر کس باید خود را حذف کنید, جریان, خدمات, و شروع به خواندن جنگ و صلح. کاملا وجود دارد هیچ کار اشتباهی با بهره گیری از مورد علاقه خود را نشان می دهد تلویزیون و یا فیلم. و البته وجود دارد مقدار زیادی از بزرگ نشان می دهد در Netflix بکشد در مورد طیف گسترده ای از موضوعات مختلف. اما برای من آن را تبدیل به یک تله است که در آن من بازگشت به همان نشان می دهد هر زمان که من مانع از انجام چیزهای دیگر که من بی نهایت بیشتر انجام. به سخاوتمندانه قول یک نقل قول از فیلم من لازم نیست 365 روز به من از عشق سقوط با Netflix بکشد اما آن را قطعا کمک کرد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de