‘من از دست پدرم به Covid-19. این خواهد بود که من برای اولین بار روز پدر بدون او’

مستقل استخدام خبرنگاران در سراسر جهان به شما به ارمغان بیاورد واقعا مستقل روزنامه نگاری. برای حمایت از ما لطفا در نظر گرفتن سهم.

تیاو coronavirus مرگ و میر در انگلستان در حال حاضر رسیده بیش از 50,000; تعداد 43 درصد بالاتر از حد انتظار تعداد مرگ و میر در حالت عادی سال است. پس از اولین انگلستان مورد شناسایی شد و در 29 ژانویه در هتلی در نیویورک – کشور دیده است و هزاران خانواده را از دست مادران و پدران و خواهران و برادران و دوستان و اقوام دیگر به این ویروس مرگبار است.

در 365 روز آینده این خانواده ها را به صورت سالگرد تولد و دیگر نقاط عطف و بدون این افراد است. به عنوان روز پدر روش در یکشنبه 21 ژوئن مستقل صحبت کرد به سه استرالیایی که از دست پدر خود به Covid-19 در مورد چگونه آنها را علامت روز.

Shanaz Nagamah, 31, از, Essex, از دست داده و پدر او محمد, 82 در 7 آوریل

“من آخرین حافظه از پدر فشردن دست خود را به عنوان او را به آمبولانس. برادر من Nizam, 35 به نام به حال من می گویند پدر تنفس بود بدتر و او نیاز به رفتن به A&E, بنابراین من با عجله از 20 دقیقه رانندگی به خونه پدر و مادرم در ادمونتون. من نمی بینم او را دوباره قبل از مرگ او شش روز بعد.

پدر چنین سرگرم کننده دوست پسر, پس, سخاوتمندانه و بنابراین خانواده-محور. او برای وزارت دفاع بود اما طولانی-بازنشسته و لذت صرف زمان در باغ او عاشق او باغبانی – و یا انجام تبادل نظر در صفحه اصلی. هر جمعه او را برادر من و شوهرم برای شام استیک (مورد علاقه خود را مواد غذایی) در محلی Wetherspoon این میخانه بان میخانه رفتن. او همچنین عاشق یک Krispy Kreme doughnut اما تنها غذا خوردن اصلی دشت حلقه با تمام لعاب خراشیده.

Shanaz Nagamah و او پدر محمد در روز عروسی اش, 2018

حافظه های مورد علاقه من از او این است که زمانی که او به من راه می رفت پایین راهرو در سال 2018; آن را فقط دو ماه پس از او تا به حال عمل جراحی قلب باز به جای شیر. اما او به طور کامل بهبود و آنجا بود در روز عروسی من. او به طور کلی بسیار مناسب و سالم برای سن خود – مردم همیشه می گفت او جوان تر از او بود.

آن را در 20 مارس هنگامی که ما برای اولین بار متوجه شدیم که او احساس ناخوشی – او پیامک به من می گویند: “من فکر می کنم من ممکن است یک لمس از ویروس” از آنجا که او نمی تواند طعم هر چیزی بود و متوسط. اما علائم خفيف بود و او به نظر می رسید به گرفتن بهتر است. یک هفته بعد آن را بدتر. در روز چهارشنبه 1 آوریل تنفس خود را آنقدر بد بود امدادگران آمد و او را در زمان دور. ما اجازه نداشتند به رفتن با او و پس از آن اجازه نداشتند از رفتن به بیمارستان به دیدار او. من زنگ زد پزشکان شفاعت در تلفن. او در 7 آوریل.

همه ما مقصر خودمان را به عنوان ما نمی دانیم که او در آن گرفتار است اما سخت ترین بخشی از آن تمام نشده بود که قادر به دیدن او در بیمارستان است. آنها یک Covid آزمون روز او گرفته بود اما پس از آن از دست داده و نتایج به حال به یکی دیگر — آنها تنها تایید او Covid مثبت بعد او درگذشت. برادر من تا به حال سعی کردم به نگه دارید تا مثبت – در یک نقطه و بهداشت شغلی به نام ما به بحث در مورد پدر و آمدن به خانه من نمی دانم چرا آنها فکر می کردند که به احتمال زیاد بود. همه ما به نوعی می دانستند. من صحبت می کرد به پدر و بر روی گوشی و او می گفت: “عزیزم من احساس بهتر است.” اما به عنوان تنگی نفس بدتر من نمی خواهم به تماس. خیلی سخت وقتی کسی شده است وجود دارد برای شما کل کل زندگی یک لحظه شما نیاز به وجود داشته باشد برای آنها شما می توانید نیست.

حتی پس از مرگ او ما تا به حال صبر کنید یک ماه برای دیدن بدن خود را. آن را فقط غیر واقعی است. پیدا کنم من می توانم گوش دادن به اخبار یا شنیدن دیگر در مورد ویروس – چگونه می توانم نگاه مردم صف برای مغازه ها هنگامی که ما نمی توانست یک مراسم تشییع جنازه فقط هفته پیش ؟

ما همیشه به طور معمول شروع روز پدر رفتن به کلیسا به عنوان یک خانواده با داشتن یک وعده غذایی (معمولا یک استیک رستوران) و تبادل ارائه. در این سال ما را به کلیسا بروید آنلاین و سپس بازدید از قبر او با مادرم, شادی است. من دستور داد برخی از بالن و حتی او را خریداری یک کارت اگر چه او اینجا نیست. من فکر می کنم نوشتن برای او تنها راه من می تواند به مقابله با غم و اندوه من. ما در پایان روز یا با کباب یا کباب شام اگر آب و هوا بد است. آن را من برای اولین بار روز پدر را بدون پدر و اما همچنین برای اولین بار شوهر من است یک پدر; آن خواهد شد تلخ و شیرین.”

لوسی هریس 44 از Lewisham از دست پدر او ریچارد فولاد 75 روز 18 مارس

“پدر یک طراح گرافیک – من فکر کردم که خیلی سرد به عنوان یک کودک. من استفاده می شود به التماس به مراجعه به دفتر او در طول تعطیلات مدرسه, او تا به حال بهترین احساس قلم و یک دستگاه فتوکپی در سال 1980 زمانی که هیچ کس دیگری تا به حال یکی است. زمانی که او جوان بود او در بازی ملی جوانان گروه برنج و ما پیوند می خورند بیش از عشق ما از موسیقی است. ما خواند در چند کر هم بیش از حد. او بسیار سخت کوش و مهربان و وفادار و مهربان. او تا به حال زمان برای مردم و همیشه متوقف به چت.

اما او یک مرد آرام – زندگی در یک خانه با سه صدای زنان است. او می خواهم به ما گوش و سپس با کمی one-liner. من از دست او شوخ طبعی است. او همچنین تشویق بیشتر شخص من تا کنون شناخته شده است. البته مادر من است اما هر چه من تصمیم به انجام در زندگی من بود شماره یک حامی. او همیشه به من بگویید که چگونه افتخار او بود و من می دانم که برخی از پدران نیست که. من احساس می کنم بسیار سپاسگزار بوده كه مثبت نقش مرد مدل از شروع.

لوسی هریس و پدر او ریچارد (لوسی هریس )

او همچنین عاشق بودن grandad: من دو دختر wailed شب آنها متوجه او می خواهم درگذشت. آنها هر دو در مورد او صحبت کنید به طور مداوم و مرا چاپ تعداد زیادی از عکس های او را برای قرار دادن در کنار تخت خود را. به نظر می رسد کمی مانند یک حرم به پدر.

پدر پارکینسون برای بیش از یک دهه و زوال عقل چند سال گذشته است. مادر من شکایت کرده بود او همیشه مراقب اصلی اما ما در نهایت او را به یک خانه مراقبت در ماه ژانویه است. او وجود دارد حداکثر سه هفته قبل از او تا به حال یک سقوط و شکست او ران. او به بیمارستان منتقل شد و این جایی است که او در آنجا ماند. و مادر من را بازديد روزانه برای دیدن او اما به انگلستان رفت و به lockdown بیمارستان متوقف شد اجازه می دهد بازدید کنندگان است. من آخرین بازدید 19 مارس.

به دلیل بیماری پارکینسون پدر تا به حال هیچ هماهنگی و دید دو تا نیست خود یک تلفن همراه است. این ساخته شده در تماس با او دشوار است که ما نمی تواند رفتن و بازدید در فرد است. در یک نقطه آنها نقل مکان کرد و او را به یکی دیگر از بخش نیست به ما بگوید. ما سعی کردیم به او ارسال نامه در داخل کیسه های کاغذی دارو را در رفت (مادر تا به حال به رها کردن آن را در داروخانه بیمارستان) اما ما با اتکا بر یک دکتر یا پرستار پیدا کردن پاکت نامه که گفت: “لطفا از این به پدرم”.

ما فکر هیچ بازدیدکننده داشته است می تواند یک چیز موقت اما پس از آن مادر یک تماس. دکتر گفت: “من زنگ برای به روز رسانی شما در شرایط شوهر خود را در مورد Covid-19”. ما تا به حال هیچ ایده او coronavirus در این نقطه است. او در شنبه شب. ظاهرا در آن همه چیز بسیار صلح آمیز است اما ما هیچ وقت نمی دانید. وجود دارد بنابراین بسیاری از مجهولات در مورد او در حال مرگ است.

سخت ترین قسمت این بود که هیچ کس قادر به ملاقات با وی که در ماه گذشته; ما نمی دانیم که اگر او آگاه از آنچه اتفاق می افتد. آن را به خصوص برای من که پس از او نگاه کرد 24/7. ما محروم بودند ما آخرین گفتگو با او, ما در حال رفتن هرگز به آن بازگشت.

در روز پدر, ما می خواهم به طور معمول بیرون رفتن برای شام و یا طبخ یک وعده غذایی به عنوان یک خانواده اما من دوست داشتم انجام کارها به تنهایی با او. ما می خواهم که پدر و دختر خرما و رفتن به یک گالری هنری به دیدن کمدی یا پخش موسیقی. یک زمان ما رفت و به یک مزه شراب و هر دو رو کاملا سرخوش. در سال های اخیر برنامه ها بیشتر وابسته به سلامت خود اما حتی اگر من می تواند او را برای ناهار در کافی شاپ نزدیک خانه ما بود که تاریخ.

این روز پدر خواهد بود. من می خواهم به احساس غم اما من نمی خواهم به تحت الشعاع قرار دادن روز برای دختران من, چرا که آنها در حال برنامه ریزی برای شوهرم. من تصمیم گرفتم من قصد دارم برای انجام کاری در شنبه فقط به مناسبت روز پدر. آیا من که به تنهایی و یا با خانواده من بلاتکلیف – شاید من به قبر و یا ما باید وعده غذایی مورد علاقه خود را که کاری است. هر چه ما آیا من نیاز به یک نقطه که در آن من به یاد داشته باشید او و یک آبجو به افتخار او.”

کریس کرک, 69 از اواسط ولز خود را از دست داد پدر ژاک کرک 98 در 6 آوریل

“بهترین خاطرات من از پدر و لزوما آنهایی که او معروف است: من فکر می کنم از دوران کودکی من در حال رشد در سایه WW2 و بابا همیشه مایل به حل همه چیز است. او هرگز تنها بیرون رفتن و خرید یک ماشین لباسشویی جدید, همه چیز برای تعمیر. در سال های قدیمی تر او را به رفع ساعتها و ما که با هم. پدر او همان بود شاید ساعت ثابت است که در ژن? این چیزی است که من به یاد داشته باشید بیشتر در مورد او – مهندسی خود را. او مرا به که راه تفکر است.

در حال حاضر من اینجا نشسته در روستایی در ولز در یک خانه خریداری شده به عنوان یک جست و خیز کردن-پایین پوسته که ما بازسازی بیش از 40 سال است. آن را به طور کامل خارج از شبکه با پانل های خورشیدی, باد و سیستم آب از چاه. من نمی خواهد که از خواب مصرف است که اگر من تا به حال او را به عنوان پدر من.

پدر متولد شده در استرالیا در سال 1922 به انگلیسی پدر و یک مادر. آنها رفت و برگشت به شمال فرانسه هنگامی که او دو و او مطرح شد وجود دارد تا شروع جنگ جهانی دوم زمانی که او را برای زندگی با خانواده در انگلستان است. آن گاه او خواهد بود امن تر از اینجا. او تا به حال یک ویژگی های مدرک و شروع کار در رویال هواپیما استقرار در فرنبروق که در آن او خود را به زودی به شود همسر مریم یک آکسفورد ریاضیات فارغ التحصیل شد. ازدواج آنها در سال 1946 بود و دو فرزند و شش نوه و پنج نوه بزرگ.

کریس کرک (راست) با پدرش ژاک (مرکز) پسر (سمت چپ) و نوه (کریس کرک)

پس از جنگ پدر فرستاده شد به آلمان در یک RAF-رهبری واحد برای بررسی خود هوانوردی پژوهش است. او بعد از کار در ایرباس HQ در فرانسه تست هواپیما در تونل باد. در یک نقطه او همچنین کنسول افتخاری در تولوز یک کار که عمدتا درگیر در برخورد با مستی فارسی طرفداران فوتبال که شده است می خواهم پرتاب کردن یک هواپیما و یا سعی در خط ،

او در نهایت بازنشسته در سال 1985 و زندگی بین فرانسه و انگلستان است. بابا همیشه خود را به عنوان بسیار به زبان انگلیسی که عجیب و غریب بود چرا که اگر شما شنیده ام به او صحبت می کنند و او بسیار قوی لهجه فرانسوی. او هرگز به صدا در انگلیسی.

او نقل مکان به یک خانه مراقبت در زمانی که مادر درگذشت او احساس آن زمان بود. اما که بود که در آن او قرارداد Covid-19. مراقبت از خانه زده شد خیلی زود. من رفت و به دیدار او در 10 مارس و حتی در آن زمان من تا به حال شده است مطمئن نیستید در مورد این که آیا آن را معقول بود برای رفتن. اما من خیلی خوشحال شدم چرا که آخرین باری که من همیشه او را دیدم چهره به چهره است.

خوشبختانه او بیمار برای یک دوره کوتاه از زمان حداکثر سه روز. ممنون میشم که اتفاق افتاده چون من فکر نمی کنم او رنج می برد. من به او صحبت کرد و صبح قبل از او درگذشت و صدای او بود croaky اما او خوب بود روحیه. من را به راحتی در آن است. او تا به حال یک زندگی خوب, او تا به حال 98 سال بود.

من همیشه سعی کنید به او را در روز پدر اگر در اطراف من بود (من دو فرزند از خود من و نوه). ما اغلب می خواهم برای رفتن میخانه غذا – او تا به حال یک دایره بارها در سراسر سنت آلبان را که او دوست داشت برای ناهار در. او هرگز واقعا به ورزش, بنابراین ما فقط می خوردند و غذا لذت بردم.

من شده فکر کردن در مورد آنچه که من انجام در روز یکشنبه – من گیر کرده در خانه خود من بود. من مطمئن هستم که بچه ها گوشی من اما من فکر خواهد شد بسیاری در مورد پدر.”

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

دیدگاهتان را بنویسید